در کشور عزیز ما که فیلم هایی همچون “Eyes Wide Shut”(کوبریک) و “the Dreamers” (برتولوچی)و “120 days in sodom”(پازولینی) بعنوان فیلم های نیمه پورنو در بین جوانانش دست به دست می شود و اتفاقا در میان همین جوانانش است که فیلم های هالیوودی همچون “باشگاه مشت زنی” Fight Club و یا “21 گرم” رنگ روشنفکری بخود می گیرند! و از آنها به عنوان “فیلم های خفن” (یعنی فیلم های معنی دار!)یاد می کنند، آیا باید بدنبال نسلی سازنده و جریان ساز که فردای این مملکت ویران را می سازند باشیم؟!.
Archive for the ‘سینما’ Category
چرا اینقدر بی شعوریم؟!
ژوئن 25, 2007رزومه کامپیتوری دیوید لینچ
ژوئن 25, 2007
بسیاری اگر دیوید لینچ را بزرگترین کارگردان زنده ی حال حاضر سینما ندانند، بطور حتم معترفند که او خلاق ترین فیلمساز سینماست(حال آنکه دیوید لینچ در سال 2003 بر اثر نظر سنجی روزنامه معتبر “فیگارو” بعنوان بهترین کارگردان زنده ی جهان انتخاب شد). این کارگردان نابغه که سمبل حال حاضر سینمای سورئال است، علاوه بر کارگردانی، در هنرهای دیگری همچون نقاشی ، معماری ، آهنگسازی، مجسمه سازی و … نیز بسیار وارد و تواناست. جالب است بدانید استاد لینچ غیر از اینها یک تعمیرکار حرفه ای لوازم خانگی و حتی لوله کشی و نجاری و فلزکاری است. علاوه بر همه اینها فقط کافیست نگاهی به رزومه کامپیتوری و برنامه نویسی این نابغه بندازید تا عمق استعداد اسطوره ی سینمای سورئال را بیش از پیش درک کنید :
سینمای مضمحل هالیوود از نگاه جیم جارموش و دیوید لینچ
ژوئن 25, 2007
سینمای مضمحل هالیوود(خالیوود) بیشتر از آنکه جنبه ی هنری داشته باشد بمانند یک شرکت تجاری بیزنسی است. اساس کار آن مشخص است : سرمایه گذاری بی حد و مرز و کسب سود های چندصد ملیون دلاری. در این میان تنها چیزی که مطرح نمی شود هنر است. سینمایی که تمام هنرش سواستفاده از مسائل جنسی و خشونت افسارگسیخته به نفع گیشه است نه تنها جایی برای عرضه ی سوپراستارهای توخالی و فشنیست هایش است بلکه گاهی اوقات رنگ روشنفکری هم بخود گرفته و می خواهد با ظاهری عاقل اندر سفیه بزور شربت نوآوری و آوانگاردی هم بخورد تماشاچی تازه کار دهد.
نقدی بر فیلم Funny Games اثر میشائیل هانکه
می 30, 2007
از “هانکه”ی اطریشی بهمراه “لارس فون تریر” دانمارکی می توان به عنوان نوابغ سینمای مولف و خلاف جریان اروپا در 2 دهه اخیر یاد کرد. هر 2 استاد مسلم سینما دارای اصول و قواعد محکمی در باب سینما و ساختار آن هستند و بشدت با “جریان سینمای روز” که پیشتاز آن “سبک فیلم سازی هالیوودی” است، مخالفند.
بیاد کندو و فریدون گله
می 19, 2007
در اواخر دهه 60 میلادی با به اوج رسیدن جنبش های اعتراضی جوانان و بدل شدن موسیقی راک به عنوان بزرگترین رسانه برای بیان انتقادات، نسل جدید کارگردانان در آمریکا شروع به ساخت فیلم هایی با مضامین اعتراضی به وضعیت منفعل جوامع و سیستم ها کردند. از جمله فیلمهایی چون Midnight Cowboy و یا Easy Rider، که بعدها به خاطر فضای خاصشان به” فیلم های جاده ای” موسوم شدند، بشدت مورد استقبال منتقدان و تماشاگران قرار گرفتند و آغازگر موج جدیدی در سینما شدند.
“سینمای جاده ای” در ایران مورد توجه “موج نوی سینمای ایران” قرار گرفت و آغاز آن را می توان ساخت فیلم همیشه جاودان “کندو” ساخته ی شادروان “فریدون گله” دانست.
نکاتی درباره ی چهارشنبه سوری(اصغر فرهادی)
می 16, 2007
علیرغم چند استثنا از فیلم های ساخت داخل ، چندان علاقه ای به سینمای ایران ندارم،اما بد ندیدم درباره فیلم چهارشنبه سوری یکی دو خط افاضات کنم!.
فیلم 300 و ملتی در هپروت
می 13, 2007Mystery Train و گذری بر جیم جارموش
می 12, 2007![]()
جیم جارموش به نوعی نماد سینمای مستقل آمریکاست. او از معدود کارگردانهایی است که دور از منجلاب کلیشه های هالیوودی همچنان به راه خود ادامه میدهد(البته با نظر لطف تهیه کنندگان اروپایی)و انصافا فیلم های بسیار زیبا و متفاوتی ارائه کرده است.