بیاد کندو و فریدون گله

By Howlin Wolf


در اواخر دهه 60 میلادی با به اوج رسیدن جنبش های اعتراضی جوانان و بدل شدن موسیقی راک به عنوان بزرگترین رسانه برای بیان انتقادات، نسل جدید کارگردانان در آمریکا شروع به ساخت فیلم هایی با مضامین اعتراضی به وضعیت منفعل جوامع و سیستم ها کردند. از جمله فیلمهایی چون Midnight Cowboy و یا Easy Rider، که بعدها به خاطر فضای خاصشان به” فیلم های جاده ای” موسوم شدند، بشدت مورد استقبال منتقدان و تماشاگران قرار گرفتند و آغازگر موج جدیدی در سینما شدند.

“سینمای جاده ای” در ایران مورد توجه “موج نوی سینمای ایران” قرار گرفت و آغاز آن را می توان ساخت فیلم همیشه جاودان “کندو” ساخته ی شادروان “فریدون گله” دانست.

“گله” پس از تحصیل در آمریکا در رشته ی فیلمسازی به ایران بازگشت و پس از ساخت چند فیلم نه چندان مطرح، تحت تاثیر سینمای جاده ای و کارگردانانی همچون “جری شاتزبرگ” (بخصوص فیلم مترسک) تصمیم به ساخت فیلم “کندو” با بازی بهروز وثوقی و داود رشیدی” گرفت. فیلم با موسیقی زنده یاد “واروژان” با شعر بسیار زیبایی از ایرج جنتی عطایی و البته صدای “ابراهیم حامدی(ابی)” تبدیل به یکی از موفق ترین فیلم های “خلاف جریان” تاریخ سینمای ایران شد.

گله پس از روی کار آمدن فاشیست ها در سال 57 مورد غضب طالبان صفتان قرار گرفت و مجبور به خانه نشینی اجباری شد. هرگز مانند کارگردانان “ریاکار” و “سوار بر جریانی” همچون مسعود کیمیایی، تن به سازش و همکاری با رژیم فاشیستی-اسلامی نداد و وطن خود را ترک نکرد. با اینحال در حسرت فیلم سازی در وطن سوخت و در سال 84 در تنهایی و انزوای مطلق (در ویلایی در شمال) جامعه ی ایران را برای همیشه ترک و به ابدیت پیوست.

“کندو” بیانگر وضعیت جامعه ایران در سالهای منتهی به انقلاب است. 2 قهرمان اصلی فیلم “ابی”(بهروز وثوقی) و “آقا حسینی”(داود رشیدی) استعاره ای از سازش ناپذیری و مقاومت در مقابل “همرنگ جماعت شدن” هستند که هرگز نمی خواهند در مقابل بی تفاوتی و منفعلی جامعه سر تعظیم کنند. دیالوگ مشهور از زبان یکی از 2 قهرمان فیلم پس از آزادی از زندان که می گوید:”کجا بریم؟!…ما که جز زندان جایی نداریم؟!”، بیانگر وضعیت تاریک و خفقان جامعه است. جامعه ای که سعی در بلعیدن هر جریان “ضد جریانی” دارد.

فضای قهوه خانه و انسانهای درون آن هرکدام بیانگر قشری از جامعه هستند که به زیبایی توسط دوربین “گله” به تصویر کشیده شده”. سیر و سلوک “ابی”(وثوقی) در خیابانهای بالا و پائین شهر، مستندوار بر رفتارهای متناقض یک جامعه ی “ماشینی شده” صحه میگذارد.

خود نام فیلم(کندو) که بیانگر جامعه ای است که در آن افراد بوسیله قفس های کوچک از هم جدا شده اند و در حقیقت هر کسی در قفسی زندانیست، حاکی از اعتراض شدید “گله” به وضعیت و خفقان جامعه است. جامعه ای که همه افراد آن (از نگهبانان کافه بگیر تا قهوه چی و …) هر کدام به نوعی در پی سد راه کردن و زمین زدن “ابی” هستند.

از سکانس های زیبای فیلم، صحنه کتک خوردن بهروز وثوقی توسط نگهبانان کافه و کات موازی با خواندن ابراحیم حامدی در یکی از کافه های بالا شهر است که اشاره ی بر “پنهان کردن و خفه کردن صدای معترض” در جامعه ی سر در لاک فرو برده است.

هرچند بسیاری “کندو” را به چشم “فیلم فارسی” دیدند اما ساخته شدن “کندو” را باید به عنوان رویدادی جریان ساز در موج نوی سینمای ایران دانست.

آهنگ : کندو
موسیقی و تنطیم : واروژان
شعر : ایرج جنتی عطایی
خواننده : ابراهیم حامدی (ابی)

تنهاتر از انسان ، در لحظه ی مرگ
ساده تر از شبنم ، رو سفره ی برگ
مطرود هم قبیله ، محکوم خویشم
غریبه ای طعمه ی این کندوی نیشم

نفرینی آسمون ، مغضوب خاکم
بیگانه با نور و هوا ، هوای پاکم

تن خسته از تقویم ، از شب شمردن
با مرگ ساعتها ، بی وقفه مردن

هم غربت بغض شب ، مرگ چراغم
تو قرق زمستونی ، اندوه باغم
ای دست تو حادثه تو بهت تکرار
پابسته ی این مردابم ، بیا سراغم

تولدم زادن کدوم افوله
که بودنم حریص مرگ فصوله

خسته از بار این بودنم ، نفس حبابم
بی تفاوت مثل برکه ، بی التهابم

تشنه ی تشنه ی تشنه ام ، خود کویرم
با من مرگ سنگ و انسان ، تاریخ پیرم

من ساقه ی نورم ، میراث مهتاب
تسلیم تاریکی ، تو جنگل خواب

ای ساقه ی عطوفت ، ای مرگ غمگین
برهنه کن منو از این لباس نفرین

ای اسم تو جواب همه سوالا
از پشت این کندوی شب
منو صدا کن ، صدا

4 نظر to “بیاد کندو و فریدون گله”

  1. کوروش مهدیان می گوید:

    با عرض سلام من این یک تیکه ای آخری که بهروز وثوقی که با ابی
    دانلود این ویدئو را می خوام

  2. محمد حسن بالایی می گوید:

    to ro khoda age kesi sedaye mano mishnave dar morede gole ye sher besazin oon vaghti to motelghoo bod hamsayeye ma bood gole raft vali yadesh to ghalbame OON VAGHTI ZENDE BOOD MAN BEHESH MIGOFTAM AMO FEREYDOON HALA HAM MIKHAM BEGAM AMO DOOSET DARAM .YADESH BEKHEYR

  3. داود رحیمی می گوید:

    دوست گرامی
    شاید برای کامنت گذاشتن خیلی دیر باشد ، ولی برای یاد بود فریدون گله همیشه وقت مناسب میباشد و باید یادش را گرامی داشت
    کندو و زیر پوست شب ، دو فیلم ساخته شده توسط فریدون گله قصه خود او بود که از کندوی ساخته شده پرکشیده و در دوردستها ، بالانشینان را نیش میزند ……………….

  4. kia می گوید:

    این واقعیته… و افشای اسراری که هویداتر از آفتاب می درخشه .
    و دانی آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار(اشرار)هویدا می کرد.

يك پاسخ برايش بگذاريد