
علیرغم چند استثنا از فیلم های ساخت داخل ، چندان علاقه ای به سینمای ایران ندارم،اما بد ندیدم درباره فیلم چهارشنبه سوری یکی دو خط افاضات کنم!.
اصغر فرهادی کارگردان چهارشنبه سوری را اگر خاطرتان بیاید نویسنده فیلمنامه ی فیلم بسیار خوش ساخت “ارتفاع پست” ابراحیم حاتمی کیا بوده است. اصغر فرهادی بعد از یک سریال تلویزیونی (از همون چرندیات سیمای جمهوری اسلامی!)، وارد سینما شد.
دومین فیلم بلندش، “شهر زیبا” رو دیدم و انصافا باهاش حال کردم. مخصوصا بازی بسیار زیبای ” ترانه علیدوستی” که یکی از “اروتیک ترین” و درخشان ترین بازی های هنرپیشه زن رو در سینمای بعد از انقلاب به نمایش گذاشت.متاسفانه “شهر زیبا” در قسمت هایی که دانسته و یا ندانسته به تبلیغ روحانیت مرتج اسلامی می پرداخت ،بسیار بخودش لطمه زد و نکات مثبتش رو زیر سئوال برد.
اما نقد خودمونی من درباره فیلم چهارشنبه سوری آخرین فیلم فرهادی و یکی از پرهیاهوترین فیلم های سال گذشته و برنده چند سیمرغ از جشنواره ی فیلم فجره(که بدلیل دخالت ها و سانسور های رژیم اسلامی دارای هیچ اعتباری نیست).
مشکل من با فیلم نامه این فیلم که مشترکا نوشته ی فرهادی و مانی حقیقی نوشته شده است.(این بچه حزب اللهی که حالمو بهم میزنه!!).اصولا من که نفهمیدم چطور اگه کارگردان داعیه “رئال بودن” فیلم رو داره، پس چطور فیلم اینقدر “غیرواقعی و مصنوعیه”!؟.
هسته اصلی شروع داستان بر مبنای “سوتی و گاف دادن” شروع می شه.یعنی جایی که “زن همسایه” (پانته آ بهرام) جلوی خدمتکار(ترانه علیدوستی) سوتی می ده که “خانواده روبرویی فردا ساعت 4 صبح پرواز دارند”. اصلا این قضیه در قالب این فیلم غیرمنطقیه!، چون هیچکس در این مواقع چنین “سوتی های خانمان سوزی” نمی ده!.
حالا جالبتر اینکه خدمتکار (علیدوستی) هم در خانه ی “هدیه تهرانی” دوباره سوتی می ده و این قضیه “دانستن زن همسایه از پرواز در ساعت 4 صبح” از دهانش می پره بیرون!!، اونم در موقعی که خدمتکار(علیدوستی) می دونه این قضیه چقدر برای زن صاحبخانه (تهرانی) حساسه. اصولا تم اصلی داستان درست از اینجا شروع می شه (یعنی در شدن 2 گاف!). این به نظر بزرگترین ضعف فیلمنامه ی یک داستان رئاله که از درماندگی نویسندگانش برمیاد.شاید اگه بیشتر فکر میکردند می تونستن هسته های بهتری برای شروع داستانشون شروع کنند.
نتیجه گیری پایانی فیلم هم خیلی شعاری و توخالی و خارج از واقعیته. یعنی جائیکه خدمتکار با نامزدش برخورد می کنه و علارغم نداشتن چادر و داشتن آرایش صورت و همچنین همراهی توسط یک مرد اون هم در نیمه شب، با عکس العمل کاملا open mind نامزدش روبرو می شه! در حالیکه همه انتظار داریم نامزد دختر خدمتکار، حسابی از کوره در بره (با توجه به ظاهر عوامش).
فرهادی می خواد نتیجه بگیره خیانت و مشکلات زناشویی مربوط به آدم های بی اعصاب و شهرنشینه و در عوض مردمان حاشیه نشین و فقیر، بسیار زندگی بدون دغدغه ای از نظر روابط بین خودشون دارند. یک نتیجه گیری کاملا غیرواقعی و غیر منطقی و کاملا شعاری و درتضاد با واقعیات جامعه ایران.
استفاده از فضای مراسم چهارشنبه شوری (کنایه ای از وضعیت نیمه انفجاری جامعه ی گرفتار مشکلات شهرنشینی در کلان شهری همچون تهران) رو کمی شعاری و تابلو دیدم که خیلی هم روش کار نشده بود. به هر حال فیلم دارای بازی های خوبی بود علارغم ضعف هایی که داشت.